عبدالله مستوفى

29

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

و عباس ميرزا از همهء آنها برازنده‌تر بود اما حسينعلى ميرزا فرمانفرما والى فارس چيزى نبوده و با سلام و صلوات حول‌وحوش ، بخصوص زكى خان نورى ، برادر ميرزا اسد اللّه خان وزير لشكر و رضا قليخان هدايت ، وزير ايالت كرّوكرّى ميكرده است . رسم بود همراه اين قبيل شاهزاده‌هاى بيكفايت شخص بااطلاعى ميفرستادند كه راهنماى شاهزاده باشد و به او وزير ميگفتند كار وصول و ايصال ماليات بر عهده وزير بود و شاهزاده از پيشكشيهاى حكام جزء و مداخل‌هائيكه وزير پا مىانداخت مىچريد . اولاد مستقيم ذكور و اناث فتحعلى شاه در حدود نود نفر بوده‌اند مخارج بزرگ شدن اين شاهزاده‌ها و شاهزاده خانمها و مخارج عروسى و جهيز آنها البته چيزى نبود كه ماليات كم آندورهء ايران كه بيشتر از دو سه ميليون تومان نميشد به آن وفا نمايد و خدا ميداند كه چقدر از زروسيم و جواهر گرد آورده آقا محمد خان كه بدون هيچ حساب زيركليد شخص شاه بوده است به اين مصارف رسيده باشد . از هر طرف هسته پرت كنند بدماغ لله مىخورد تا پسرها بچه بودند زير دست لله تربيت ميشدند ولى چون عدهء آنها در هر دوره‌اى زياد بودند چندين پسر را يك لله اداره ميكرده است . براى اينكه بچه‌ها شاهزادگى بخرج ندهند و از امر و نهى لله سرپيچى نكنند يكى دو نفر از پسرهاى بزرگتر را هم بر آنها مىگماشتند . ميگويند وقتى للهء يكى از اين دسته شاهزاده‌ها اتفاقا مرد ملايم كم‌سطوتى بوده و در عوض بينى بسيار بزرگى داشته است روزى بچه‌ها گوجه ميخوردند يكى از آنها دماغ لله را نشانه قرار داد و هستهء گوجه را به بينى او زد باقى هم به او تأسى كردند تيراندازها بقدرى بودند كه اگر تيرها هم بنشانه اصابت ميكرد كافى بود كه دماغ لله دو سه برابر آنچه بود بشود . لله بشاه شكايت كرد ، شاه بزرگتر بچه‌ها را احضار نمود و با پرخاش گفت : « اين چه بازى است كه سر لله درآورده‌ايد ؟ ! » شاهزاده عرض كرد قربان « ببچه نميتوان گفت گوجه نخورد و هسته آن را بدور نيندازد . بايد بلله گفت كه بينى تو چرا بقدرى بزرگ است كه از هر طرف بچه‌ها هسته پرت كنند بدماغ تو مىخورد » . حيله شاهانه از وقت‌گذرانيهاى شاه با زنهايش حكايتهائى گفته‌اند كه چيزهاى مهمى نميباشد و درخور ذكر نيست از جمله حيله‌ايست كه با يكى از زنهاى خود كرده « 1 » و براى مجبور كردن او بپذيرفتن عبد الوهاب خان پسر عبد اللّه خان امين الدوله پسر حاجى محمد حسين خان اصفهانى بدامادى

--> ( 1 ) - اين خانم ، طاوس خانم ملقب به تاج الدوله بوده است كه تخت طاوس بمناسبت وقوع زفاف خانم با شاه در روى اين تخت به اين اسم موسوم گشته است .